تبلیغات
قانون جذب


قانون جذب

آیا تا به حال به چگونگی بر آورده شدن آرزوهایتان اندیشیده اید؟

 

 

آیامی خواهید به آرامش دورن برسید؟ اگر می خواهید به رازهای آرامش درون خود پی ببرید باماهمراه باشید:

 

۱- راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.


۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.


۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است،  …گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

۴- راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.


۵- راز آرامش درون در دل نبستن است،این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.


۶- راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.

۷- این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .


۸- راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.


۹- راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی، اما می توانی خودت را تغییر دهی.

۱۰- راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند پرهیز کن.


۱۱- راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.


۱۲- راز آرامش درون در یک زندگی ساده است، ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.

۱۳- راز آرامش درون در یک زندگی سالم است، هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.


۱۴- راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است.


۱۵- راز آرامش درون در رفتار آزادانه است، رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.

۱۶- راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.


۱۷- راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است، این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.


۱۸- راز آرامش درون در گله مند نبودن است، آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی است که پیش تر ، تو به او بخشیده ای.

۱۹- راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو می توانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.


۲۰- راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه اینکه او را سرکوب کنی.


۲۱-  راز آرامش درون در تمرین اراده است، حتی اگر ذهنت به شدت با آن مخالف باشد.

۲۲- راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.


۲۳- راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خودت آنها را خوشحال کنی.


۲۴- راز آرامش درون در این است که خیر و سلامت دیگران را خیرو سلامت خود بدانی.

۲۵- راز آرامش درون در بی آزار بودن است، هرگز کسی را نرنجان.


۲۶- راز آرامش درون، کار کردن درکناردیگران است، نه در مقابل آنها.


نوشته شده در دوشنبه 18 اسفند 1393 ساعت 05:18 ب.ظ توسط مهناز نظرات




 
 

 
 


نوشته شده در دوشنبه 11 اسفند 1393 ساعت 06:15 ب.ظ توسط مهناز نظرات


تا به حال چند بار از گفته‌ها یا نگفته‌ها، رفتارها و حرف‌های مرد زندگی خود دلخور شده‌اید؟ احتمالا دست آخر به این نتیجه رسیده‌اید که مساله، از مرد بودن او ناشی شده است.
وقتی زن‌ها در باره مشکلاتی که با مردانشان دارند سخن می‌گویند، به احتمال زیاد از عبارات اینچنینی استفاده می‌کنند: «می‌دونی که، مردها این جوری هستن دیگه» یا این که «آخه اون یه مرده، تقصیری نداره». زنان دیگر هم با شنیدن این درددل‌ها سرتکان داده، می‌خندند و پشت سر هم تائید می‌کنند. اما در واقع از این روش به عنوان سرپوشی بر پریشانی و ناامیدی‌شان از برقراری ارتباط‌ صمیمی با همسر خود استفاده می‌کنند.

به یاد داشته باشید این ایده که مردان به لحاظ ژنتیک‌ موجودات کاملی نیستند، سبب می‌شود که نتوانند با زنان خود در فضایی امن و آسوده ارتباط درست و منطقی برقرار کنند.
نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مردان و زنان بیشتر از آن که متفاوت باشند با هم شباهت دارند، از ساختار مغزی مشابهی بهره‌مند هستند، خواسته‌ها و نیازهای یکسانی در پیشرفت زندگی و برقراری ارتباط دارند و تفاوت‌های آنها اگرچه مهم‌، ولی جزئی است، پس نباید از آنها به عنوان ابزاری برای راندن مردان به فضایی دور و متروک از عالم زنان استفاده کرد.
در جامعه این ذهنیت شکل گرفته که مردان باید از همان دوران کودکی مطابق با ارزش‌های فرهنگی مردانه رفتار کنند. این استانداردها شامل کنترل عواطف مرد توسط خودش، برنده و برتر بودن به هر قیمتی و آسیب‌پذیر نبودن است. در مقابل اگر آنها از این قواعد، تمام و کمال تبعیت نکنند و عواطف خود را نشان دهند، اغلب از جانب دیگران به داشتن رفتار «زنانه» و «زن صفت» بودن متهم می‌شوند. ولی تحقیقات نشان می‌دهد مردانی که احساس می‌کنند باید سرسختانه از استانداردهای معمول جنس مذکر تبعیت کنند، با احتمال بیشتری عواطفی را سرکوب می‌کنند که آنها را آسیب‌پذیر جلوه می‌دهد. جالب این است که بسیاری از این حالات سانسور شده، همان صمیمیت عاطفی است که لازمه برقراری رابطه‌ای رمانتیک با شریک زندگیشان است.
 
متاسفانه زنان نیز اغلب به این ضعف دامن می‌زنند، اما رویکرد موثرتر این است که با اقدامی فکر شده و موثر در کنار همسر خود، به او کمک کرده تا این مشکل فرهنگی ناگوار را برطرف کنند. پیشنهاد می‌شود به پنج نکته‌ای که دکتر جیل وِبِر، روان‌شناس بالینی، اشاره می‌کند، توجه کنید:
مرد شما عمیقا می‌خواهد که او را به خاطر خودش دوست داشته باشید، نه به دلیل کارهایی که می‌تواند برای شما انجام دهد.
جامعه معمولا به ما می‌آموزد که ارزش جنس مذکر به کارکرد اوست ـ یعنی توانایی او در فعالیت، قبول مسئولیت، کنترل کردن، برتر بودن و کسب موفقیت ـ از ترس این که مبادا برچسب «زن صفت» بگیرد. اجازه ندهید که این نقش ظاهری او، شما زنان را به اشتباه بیندازد.
حقیقت این است که زیر پوشش این همه شرط و شروط، کودکی است درست مانند شما‌ که می‌خواهد به دلیل چیزی که هست دوست داشته شود. او آرزوی ارتباط با زنی را دارد که تحت هر شرایطی با او آرام بگیرد، حتی اگر همیشه برنده، سازنده و درصدر نباشد. بسیار محتمل است که نتواند از چنین خواسته قلبی خود با شما سخن بگوید و به همین علت ممکن است شما هم هرگز متوجه احساس ناخوشایند او نشوید.

مردان، برخلاف زنان، در بیان عواطف «ظریف‌تر» خود، دچار مشکل می‌شوند. اگر این نکته کلیدی را در ذهن داشته باشید، از این پس می‌توانید چیزهای مهمی را درباره همسر خود بفهمید. با توجه به وضع و روحیه او سر صحبتی صمیمانه را باز کرده و با بیان این عبارات وارد شوید که چقدر دوست‌داشتنی است، وقت گذراندن با او چقدر برایتان شیرین است و این که چقدر دوست دارید درباره روزی که پشت سر گذاشته اید با او صحبت کنید.

زنی که خودش را دوست دارد
اگر از مرد خود به عنوان مهره‌ای استفاده می‌کنید که نسبت به خودتان احساس بهتری داشته باشید، باید بدانید که هرگز برای شما کافی نیست و پیوسته به دنبال ابزار دیگری خواهید گشت. برداشت او از این وابستگی می‌تواند به‌قدری ناگوار باشد که احساس کند نمی‌تواند خود واقعی‌اش را بروز دهد. معمولا بین عدم رضایت شخصی زنان از خودشان و تمایل آنها به انتقاد شدید از همسرانشان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. افراد ویژگی‌هایشان را در دیگران منعکس می‌کنند.

به عبارت ساده‌تر، اگر شما از خودتان ناراحت باشید، احتمالا مدام از همسر خود و دیگران انتقاد می‌کنید. تجربه نشان می‌دهد بازخوردی که از دیگران می‌گیرید باید تا 75 درصد مثبت و حداکثر 25 درصد منفی باشد. اگر این نسبت معکوس است، در ذهن خود تصویر غیرواقعی و بشدت قهرمانانه‌ای از مردان ساخته اید و در پی انتقادهای ناتمام شما، آنها نیز خود را در دامی می‌بینند که هرگز نمی‌توانند از آن رها شوند و در مقابل با بی توجهی و نادیده گرفتن شما، واکنش نشان می‌دهند.
 
او از مریخ نیامده
عباراتی نظیر «مردها از مریخ آمده‌اند» این کلیشه را تقویت می‌کند که مردها نمی‌توانند درباره احساسات خود صحبت کنند. کسانی که این حرف‌ها را سر زبان‌ها می‌اندازند معمولا همان‌هایی هستند که پیش از این می‌گفتند مردانی که ابراز احساسات می‌کنند، بیش از حد زنانه هستند. اگر شما نیز جزو زنانی هستید که همین ایده را دارید، دست نگه دارید و فرصتی دوباره به مرد خود بدهید. واقعیت این است که زنان شفاهی‌تر هستند آنها مشخصا درباره احساسات خود سریعتر و مختصرتر از مردان صحبت می‌کنند، اما مردان نیز از فکر و احساس خود، بخوبی آگاهند. به جای این که او را به تمسخر بگیرید، وقتی متوجه می‌شوید که مساله‌ای حساس برای او جدیت پیدا کرده است، درباره‌اش سوال‌ و حتی از او تشکر کنید که مساله را با شما در میان گذاشته است. اگر چنین شیوه‌ای را به کار ببندید، مطمئن باشید ‌ او بعد از این بیشتر سخن خواهد گفت و خواهید دید ‌ پشت ظاهر مردانه‌اش، انسانی است که می‌تواند بوضوح و با طمأنینه صحبت کرده و احساساتی درست شبیه به شما داشته باشد.
 
یک زن شوخ طبع و پرانرژی
در زندگی مدرن امروزه، بسیاری از زنان صاحب مشاغل و پست‌های کلیدی در سازمان‌ها هستند و حتی تجارت خود را مدیریت می‌کنند. در چنین شرایطی بسیار محتمل است که در نزدیکی شریک زندگی خود نیز، مدام از دستور جلسه امروز و فردا سخن بگویید و به کارهایی که باید انجام دهید ‌بیندیشید. این درحالی است که او دوست دارد شما را در حالی ببیند که از کنترل و اداره امور فارغ شده‌اید و خود معمولی و سرزنده‌تان درست در لحظه اکنون با او وقت بگذراند. وقتی بدون هیچ‌گونه دستور جلسه و کنترل گری با همسر خود، وقت می‌گذرانید عشق او فرصت عمیق شدن می‌یابد و او احساس می‌کند که یک انسان واقعی است که شما او را می‌بینید و می‌شنوید، نه کسی که به عنوان بخشی از برنامه روزانه‌تان به سراغش می‌روید.
 
مردان و عشق به ستوده شدن
توجه داشته باشید اگر همسرتان را به خاطر قدرتش ستایش کنید، او احساس قدرت و برتری می‌کند. آنان دوست دارند همیشه قوی به نظر برسند، بنابراین زنان باید از قدرت همسران خود تعریف و تمجید کنند، زیرا مردان به توجه همسرشان نیاز دارند. به عنوان مثال از او بخواهید در کنسرو را باز کند یا در جابه‌جایی وسایل سنگین کمک کند. این درخواست، احساس نا‌امنی را در شما از بین می‌برد و به او اعتماد به نفس می‌بخشد. در اینجا به جای دستور تنها با یک تحسین ساده به او انرژی می‌دهید.
 
صلیب سرخ در خانه
بر‌خلاف آنچه زنان تصور می‌کنند مردها پس از یک درگیری نمی‌توانند بلافاصله روابط‌شان را ترمیم کنند، در حالی که این‌گونه نیست، مردان از تنهایی و ناراحتی همسرشان بیم دارند و سعی می‌کنند صلح را در زندگی مشترک بنا کنند. یک نفس عمیق بکشید و بدون عصبانی شدن درباره موضوعی خاص با همسرتان صحبت کنید. از او بخواهید صادقانه صحبت کند و از او به خاطر صداقت‌اش قدردانی کنید.
نوشته شده در شنبه 6 دی 1393 ساعت 10:47 ب.ظ توسط مهناز نظرات


 

علم پزشکی هندو زنجبیل را دارویی معجزه‌آسا می‌داند. دلیل آن این است که تجربه نشان داده است که این ادویه جادویی برای گوارش بسیار مفید بوده و خواص سودمند متعددی دارد. هندی‌ها از زنجبیل به طور روزمره استفاده می‌کنند. چای زنجبیلی از محبوبیت خاصی برخوردار است و از قدیم مادربزرگ‌ها آن را برای مقابله با سرماخوردگی و آنفولانزا توصیه می‌کردند.

 
زنجبیل تازه خیس‌خورده در آبلیمو و نمک که رنگ صورتی روشنی پیدا کرده است را می‌توانید سر سفره میلیون‌ها هندی هر روز ببینید. در زیر به ۱۰ خاصیت معجزه‌آسای زنجبیل اشاره می‌کنیم:

 
۱. بی‌اشتها شده‌اید؟ قبل از ناهار زنجبیل تازه بخورید تا اشتهایتان باز شده و اسیدهای معده‌تان ترشح شوند.

 
۲. زنجبیل جذب موادمغذی لازم را در بدن تقویت می‌کند.

 
۳. زنجبیل شبکه‌های گردش‌خون بدن ازجمله سینوس‌های آزاردهنده‌ای که هرازگاهی عود می‌کنند را پاک می‌کند.

 
۴. احساس تهوع دارید؟ کمی زنجبیل که ترجیحاً به عسل آغشته شده است، بجوید.

 
۵. زنجبیل به از بین بردن نفخ شکم کمک می‌کند.

 
۶. شکمتان سر و صدا می‌کند و دلپیچه دارید؟ زنجبیل بخورید.

 
۷. مفاصلتان درد می‌کند؟ زنجبیل با خواص ضدالتهابی که دارد موجب تسکین دردتان خواهد شد. برای برطرف کردن درد عضلات و مفاصل موقع حمام کردن از روغن زنجبیل استفاده کنید.

 
۸. به‌تازگی جراحی کرده‌اید؟ جویدن زنجبیل بعد از عمل جراحی به برطرف کردن حالت تهوع کمک می‌کند.

 
۹. برای متوقف کردن گرفتگی گلو و بینی چای زنجبیل بنوشید. و وقتی هوا سرد باشد، این چای حتی بیشتر می‌چسبد.

 
۱۰. احساس می‌کنید میل‌جنسی‌تان پایین آمده است؟ به سوپتان کمی زنجبیل اضافه کنید تا میل‌جنسی‌تان هم بالاتر رود.

 
 
۳ راه برای مصرف زنجبیل

 
۱. پلو با زنجبیل و سبزیجات
کمی برنج بسمطی درست کنید. بعد از دم کشیدن وقتی در قابلمه را برداشتید، کمی سیر، زنجبیل، فلفل چیلی، برگ گشنیز خردشده به آن اضافه کنید. 

 
۲. آبمیوه زنجبیلی
کمی ریشه زنجبیل رنده کرده و همراه با هویج و سیب و کمی آبلیمو داخل آبمیوه‌گیری بریزید.

 
۳. دسر زنجبیلی
کمی زنجبیل رنده‌شده روی دسر پاناکوتا یا شربت توت‌فرنگی طعمی عالی به دسرتان می‌دهد.
 

نوشته شده در پنجشنبه 13 آذر 1393 ساعت 06:43 ب.ظ توسط مهناز نظرات

برترین مجله اینترنتی ایران


  • برای پاك كردن قابلمه‌ای كه غذا درون آن سوخته، كافی است مقداری سركه را با آب درون قابلمه بریزید و اجازه دهید این محلول خوب بجوشد. پس از آن، سوختگی به راحتی از كف قابلمه پاك می‌شود.
  • برای بریدن نان بهتر است از كارد اره‌ای استفاده كنید و پیش از برش، كارد را برای مدت كوتاهی درون آب جوش فرو كنید.
  • برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی‌ها، آنها را در جای تاریك، خشك و به دور از رطوبت قرار دهید.
  • افرادی كه پس از خرد كردن پیاز و شستن كارد هنوز نسبت به بوی پیاز روی كارد حساس هستند. برای برطرف كردن این بو كافی است یك هویج را با كمك كارد حلقه حلقه كنند.
  • برای از بین رفتن بوی دودگرفتگی برنج بهترین كار پوست كندن یك پیاز و قرار‌دادن آن در قابلمه است. بعد از 10 دقیقه پیاز بوی دود را از برنج می‌گیرد.
  •  اگر پس از دم كردن غذا یادتان آمد كه برنج‌تان بی‌نمك است، پس از آنكه دم كشید. مقداری نمك را در آب حل كرده و آن را با روغن مخلوط كرده و روی برنج بریزید.
  • یكی از بهترین راه‌ها برای خوشبو شدن سبزی پلو، استفاده از آویشن و دیگر ادویه‌های خوش بو، لابه‌لای كشیدن برنج پیش از دم كردن برنج است.
  • اگر در خانه كیك می‌پزید و برای جدا كردن كیك از ظرف دچار مشكل می‌شوید، پیش از ریختن مایه كیك درون ظرف مقداری شكر ته ظرف بپاشید. این كار كمك می‌كند تا كیك به ته ظرف نچسبد.
  • بهترین روش برای نرم كردن و ترد كردن گوشت آن است كه گوشت را در مخلوطی از روغن زیتون خوراكی بدون بو و سركه قرار دهید و اجازه دهید به‌مدت 2 تا 3 ساعت درون آن خیس بخورد.
  • یكی از بهترین روش‌ها برای نگهداری دراز مدت از موز و پیشگیری از سیاه شدن و تغییر رنگ دادن این میوه، آن است كه موز را درون كاغذ آلومینیومی بپیچید و درون جا میوه‌ای یخچال قرار دهید.
  • پیش از شستن ظروف چرب، سینك ظرفشویی را از آب پر كنید و 3 قاشق سركه درون آن بریزید و اجازه دهید ظرف‌ها به‌مدت 10 دقیقه درون این مخلوط شناور باشند.
  • اگر تمایل دارید، به سرعت چند دقیقه برگه‌های خشك هلو یا زردآلو تهیه كنید، میوه‌ها را برش بزنید و آن را با كمترین حرارت درون فر بگذارید و مراقب باشید تا نسوزند.
  • برای تمیز كردن زیور آلاتی با جنس طلا یا نقره آنها را با خاك اره نرم بسابید.
  • اگر تصمیم دارید مدتی از اشیا و ظروف نقره خود استفاده نكنید بهتر است آنها را درون ورق آلومینیومی بپیچید. این‌كار از تیره شدن رنگ نقره‌ها پیشگیری می‌كند.
  • گاهی ممكن است برای تهیه غذا دائم با پیاز سر و كار داشته باشید. در این حالت دست‌تان به بوی پیاز آغشته می‌شود. برای از بین بردن این كار كافی است پوست دست‌تان را با كمك برشی از لیمو ترش تازه ماساژ دهید.
  • برای شكستن پوست سخت نارگیل بهترین كار قرار دادن نارگیل درون مایكرو‌ویو یا فر است.
  • برای از بین بردن شوری انواع خورش‌ها می‌توانید یك عدد سیب زمینی پوست كنده را درون خورش انداخته و پس از 7-8 دقیقه جوشیدن آن را از ظرف خارج كنید.  با این كار شما نمك اضافه خورش را می‌گیرید.

نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393 ساعت 11:39 ب.ظ توسط مهناز نظرات


کلیه‌ها سرعت خود را کاهش می دهند


در طول روز، کلیه ها بسیار سریع کار می کنند و به موجب آن آدم بارها دستشویی می رود. اما در طول شب و هنگام خواب، کلیه خیلی خوب می داند که ما باید استراحت کنیم و برای اینکه بدخواب نشویم، سرعت فعالیت های خود را کم می کند. البته این کار باعث می شود تا از فیلتر کردن سموم از خون هم دست بکشد. اما به محض بیدار شدن، این ارگان دوباره به وضعیت نرمال و سرعت زیاد خود باز می گردد. برای همین است که وقتی از خواب بیدار می شویم، نخستین کاری که می کنیم رفتن به دستشویی است. ادرار صبحگاهی اصولا تیره تر و بدبو تر از ادرار معمولی است.
 


دندان قروچه کردن


به هم ساییدن دندان ها در خواب دو دلیل دارد. یکی به واسطه استرس و تشویشی است که فرد دارد. این نوع دندان به هم کشیدن موقتی و در مواقع خاص (هنگام اضطراب) صورت می گیرد. نوع دوم برای افرادی است که هر شب این فعالیت را در خواب انجام می دهند و دلیل آن نیز این است که فک و دندان های آنها توازن و هم‌ردیفی استاندارد را ندارد. این کار می تواند موجب شکسته شدن دندان ها بشود.
 


حرکات چشم


هر 90 دقیقه، بدن انسان 5 فاز مختلف خواب را تکرار می کند. آخرین آنها نیز فازی است که با نام «حرکات سریع پلک» - (REM) – شناخته می شود. در طول این زمان، شما در حال خواب دیدن هستید اما نمی دانید که چشم های شما دایم در حال حرکت و بالا و پایین شدن است.
 


 داستان سازی در خواب


برخی از رویاهای آدم ها شکل واقعی دارند اما برخی دیگر بسیار عجیب و درهم هستند. بسیاری از انسان ها دیگر به تعبیر خواب های خود علاقه ای ندارند و اینکه هر روز، به دنبال یافتن معانی تصاویری که در خواب دیده اند، باشند برایشان خسته کننده است. اما باید بدانید در سال جاری میلادی، دانشمندان علمی بودن خواب دیدن را تایید کرده اند و اتفاقا مقوله سرگرم کننده و بسیار جالبی هم هست.
 


هورمون رشد انسان ها


شاید زیاد شنیده باشید که خانم ها می گویند برای اینکه چهره شان شاداب بشود یا آرایش روی صورتشان بنشیند، باید کمی بخوابند. این مساله کاملا علمی است و صحت دارد اما شاید این خانم ها خودشان هم ندانند چرا باید این کار را انجام دهند. وقتی شما شب خوب می خوابید، بدن شما هورمون رشد تولید می کند که موجب جوان‌سازی پوست و استحکام استخوان ها می شود.  به همین دلیل، وقتی از خواب بیدار  می شوید، صورت در وضعیت بهتری قرار دارد.
 


سندروم انفجار سر


آیا تاکنون برایتان پیش آمده است، بخوابید و ناگهان در سر خود صدای انفجار مهیبی بشنوید؟ این صدا گویی از اعماق مغز به گوشتان می رسد. این باعث می شود ناگهان از رختخواب بیرون بپرید و ببنید منبع این صدا کجا بوده و چه اتفاقی در کدام گوشه خانه روی داده است. این پدیده به سندروم انفجار سر معروف است.
 
سندروم انفجار سر نوعی اختلال شنیداری هیپناگوژیک نادر است. مبتلایان به این سندرم معمولا صدای بسیار بلندی مانند انفجار بمب، شلیک اسلحه، نواختن سنج، صدای زنگ یا گونه‌ای صدای بلند و ناشناخته را در هنگام خواب می‌شنوند، به شکلی که احساس می‌شود منشا این صدا داخل سر است.
 
این صدا معمولا در ساعات اولیه خواب احساس می‌شود و لزوما به دلیل خواب دیدن نیست. اگرچه صدای شنیده شده بسیار بلند است ولی معمولا با هیچ دردی همراه نیست. تعداد حملات بیماری معمولا ثابت نیست ولی پس از تعدادی حمله در طول یک دوره چند روزه یا چند هفته‌ای معمولا یک دوره چند ماهه بهبود مشاهده می‌شود. مبتلایان به طور معمول نوعی احساس ترس و اضطراب را قبل و بعد از حمله احساس می‌کنند که به همراه افزایش ضربان قلب است.
 
حملات معمولا با مشاهده تابشهای نور و اختلال در تنفس همراه است. مبتلایان ممکن است در هنگام حمله سندرم دچار ناتوانی در ادراک صداهای اطراف و یک نمونه خفیف فلج خواب شوند.
 
هیچ درمان شناخته شده‌ای برای این سندرم وجود ندارد و دلایل آن ناشناخته است، اما برخی روان شناسان آن را به خستگی ربط می‌دهند. موارد این سندرم در میان تمامی سنین در هر زنان و مردان مشاهده شده است. اگرچه زنان اندکی بیشتر از مردان به آن مبتلا می‌شوند و معمولا در سنین بالای پنجاه سال رایج تر است.
 


احساس پرت شدن از بلندی


هنگامی که از فرط خستگی در رختخواب دراز می کشید تا کمی استراحت کنید. ناگهان بدون اینکه خودتان هم بدانید خوابتان می برد و در همان ثانیه های اول خواب می بینید از یک بلندی یا از جایی در حال پرت شدن به پایین هستید. این تکان در حالت خواب و بیدار صورت می گیرد. بیشتر هم در مواقعی که انسان بسیار خسته است روی می دهد زیرا مغز پیش از اینکه بدن به خواب برود، می خوابد.
 


لمس شدن بدن


برعکس مورد قبلی نیز در بدن روی می دهد؛ یعنی قبل از اینکه مغز بخوابد، بدن خوابش می برد و این پدیده موجب می شود تا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید، بدنتان فلج باشد. یا به اصطلاح خواب رفته باشند و نتوانید تا چند ثانیه آنها را تکان دهید.
 


راه رفتن در خواب


هنگامی که جسم و مغز با هم در جایی در میانه خواب و بیداری گرفتار می شوند، انسان اقدام به راه رفتن در خواب می کند. این رفتار برخلاف دیگر رفتارهای خواب، بسیار خطرناک است. افرادی که در خواب راه می روند بدون هوشیاری همه کار انجام می دهند، از غذا خوردن گرفته تا رانندگی که می تواند نتایج بسیار خطرناکی در پی داشته باشد.
 


تکان شدید در خواب


مواقعی پیش می آید که انسان بدون اینکه بداند چرا ناگهان در خواب به طور شدید تکان می خورد و به واسطه این تکان از خواب می پرد. دانشمندان دلیل این مساله را کشف نکرده اند. اما می توان آن را نوعی از اختلالات خواب همانند حس پرت شدن از ارتفاع دانست.
 


باریک شدن گلو


هنگامی که انسان می خوابد، گلوی او باریک تر می شود تا ماهیچه‌ها استراحت کنند. در بسیاری موارد این روند به خروپف کردن می انجامد. این باریکی منجر به قطع موقتی تنفس می شود به همین دلیل است که انسان هادر طول خواب به روش های مختلف نفس می کشند.
 


حرف زدن در خواب


حدود 5 درصد از کودکان در خواب حرف می زنند. این پروسه اصولا در دوساعت اول خواب طرف صورت می گیرد. برخی افراد فقط زمزمه می کنند و صدای واضحی از آنها شنیده نمی شود. اما بعضی ها کاملا واضح حرف می زنند. البته این رویداد کمتر از یک دقیقه روی می دهد و ادامه‌دار نیست.
 


تکرار خواب


بسیاری از انسان ها در طول زندگی ممکن است با این پدیده مواجه شوند که یک خواب را بارها ببینند. اگر این اتفاق برای شما روی داده است، احتمالا مغزتان در حال خالی کردن خود از برخی فکرها است که عموما هم شامل فکرهای آزاردهنده و بد است. تا زمانی که این خاطره ها از ذهن شما پاک نشده باشند، این رویاها مدام در خواب برای شما تکرار خواهند شد.  
 


نوشتن در خواب


آیا تاکنون شده یکی از دوستان یا آشنایان از شما بپرسد چرا نصفه شب برای او پیغام یا ایمیل ارسال کرده اید؟ اما شما حتی روحتان هم خبر ندارد که چنین کاری کرده باشید؟ این کاری است که احتمالادر خواب انجام داده اید. بسیاری از انسان های کنونی، لپ‌تاپ یا موبایل خود را نیز به رختخواب می برند و به جای اینکه در خواب راه بروند یا حرف بزنند، معضل جدیدی پیدا کرده اند که نیمه های شب ایمیل، پیامک یا تکست برای دوستان خود ارسال می کنند.
 


از دست دادن حس بویایی


هرگز نمی توانید بیدار شدن خود از خواب را گردن استشمام بوی خاصی بیندازید. به دلایل مختلف، بو نمی تواند موجب بیدار شدن کسی بشود. هنگامی که انسان می خوابد، بینی کار خود را تعطیل می کند. به همین دلیل است که بیشتر سیستم های هشدار دود و آتش سوزی، به جای بو با صدای زیاد شما را بیدار می کنند.


نوشته شده در سه شنبه 13 آبان 1393 ساعت 12:39 ق.ظ توسط مهناز نظرات


نوشته شده در سه شنبه 6 آبان 1393 ساعت 12:42 ب.ظ توسط مهناز نظرات

 

آیا اینکه زن و شوهر در زندگی مشترک‌شان با هم دوست باشند، درست است؟ممکن است این سؤال برای بعضی‌ها در زندگی پیش آمده ‌باشد که زوج‌هایی موفق‌ترند که همان مدل کلاسیک زن و شوهری هستند یا آنها که سعی می‌کنند بیشتر حالت رفاقتی داشته‌باشند و به جای یک زن و شوهرسنتی همچون دو دوست با هم برخورد کنند؟ 

 
شاید مدل دوم خیلی مدرن و ایده‌آل باشد اما همه ما دیده‌ایم که این‌طور دوستی در رابطه زناشویی در بعضی موارد باعث ایجاد توقع‌های بیجا یا حتی گفتن مسائلی می‌شود که در قالب دوستی می‌گنجند ولی در روابط زن و شوهری ممکن است تحمل شنیدن و کنار آمدن با آنها چندان ساده نباشد و به مرور باعث خراب شدن رابطه شود، اما به راستی راه درست کدام است؟ برای روشن‌تر شدن این سؤال از یکی از کسانی که به ادعای خودش رابطه‌ای به شدت دوستانه با همسرش داشت، خواستیم کمی از زندگی و دغدغه‌هایش بگوید و بعد سراغ دو روانشناس رفتیم تا از آنها بپرسیم واقعا رابطه زناشویی می‌تواند مساوی با رابطه دوستی باشد؟ 

 
من و همسرم تنها دوست هم هستیم اما . . .
از همان روزهای اول که ازدواج کردیم به مرور اطراف‌مان خلوت‌تر شد و رابطه‌های‌مان با دوستان‌مان کمرنگ‌تر. دوستان ما خیلی متفاوت بودند و از آنجا که دو نفرمان دوست داشتیم همه جا با هم باشیم، هیچ کدام در جمع‌های دوستانه دیگری راحت نبود و همین موجب شد به مرور تمام تفریحات و اوقات فراغت‌مان دو نفری طی شود تا جایی که هرکدام کم‌کم همان دوستان قبلی را هم از دست دادیم  و تنها دوست و رفیق یکدیگر شدیم، دیگر تنوع خاصی در زندگی‌مان وجود نداشت، برنامه‌های مشترک‌مان همه یک رنگ و بو گرفته بود و تنها سرزدن‌های گهگاهی به خانواده‌ها کمی زندگی را از یکنواختی بیرون می‌آورد. 
البته از زندگی عاشقانه‌مان حسابی راضی بودیم، اما هرکدام در وجودمان خلأهایی وجود داشت که برای پرکردن این خلأها راهی نداشتیم جز متوسل شدن به دیگری. اگر دل‌مان می‌گرفت تنها راه، درددل با طرف مقابل بود، اگر مشکلی در محیط کار پیش می‌آمد تنها جایی که می‌توانستیم عصبانیت‌مان را خالی کنیم روی یکدیگر بود و. . . . . 

 
نمی‌دانم ولی انگار به مرور دیگر هیچ کدام جذابیت‌های قبل را برای هم نداریم، من می‌دانم او چقدر ضعیف است و او هم از ضعف‌های من آگاهی دارد، دیگر نمی‌توانیم هیچ کدام به طرف دیگر به عنوان یک آدم قوی تکیه کنیم و در مشکلات زندگی بگوییم، اشکال ندارد او همه چیز را حل می‌کند! این روزها همچنان همدیگر را دوست داریم ولی دیگر شیرینی روزهای اول را در زندگی پیدا نمی‌کنیم، با هم هستیم ولی تنهاییم.  اگر روزی دیگری نباشد، مرگ آن یکی است چون بلد نیست با کسی حرف بزند یا کاری کند و به طور حتم یک نفر نمی‌تواند آنقدر بزرگ باشد که جای همه نداشته‌ها را پر کند، آن هم کسی که ضعف‌های فراوانش هویدا شده‌است.  

 
شباهت بین رابطه دوستی و زناشویی در کجاست؟
به طور حتم فضای دوستانه‌ای که از همان ابتدای رابطه شکل می‌گیرد بسیار دوست‌داشتنی و حتی جذاب است و طرفین تمایل دارند همیشه آن را حفظ کنند و رابطه از جایی گرم می‌شود که اشتراکاتی هم پیدا شود و دو طرف در مورد آن اشتراکات با هم صحبت، فکر و تبادل نظر کنند و در واقع همین اشتراکات است که دو نفر را به عنوان یک زوج به هم وصل می‌کند تا با هم ازدواج کنند. در رابطه دوستانه هم اشتراکاتی وجود دارد که موجب تمایل به ادامه دوستی می‌شود. پس در واقع بحث مشترک بین رابطه زوجی و دوستی وجود همین اشتراکات بین دو طرف است و زوج‌ها باید تلاش کنند تا هم برای این اشتراکات وقت بگذارند و تا جایی که می‌توانند میزان آنها را توسعه و افزایش دهند. 

 
روی کمک دوستان حساب کنید
زمان‌هایی پیش می‌آید که فرد نمی‌تواند بخشی از علایق یا افکارش را به هر دلیلی با همسرش تجربه یا مطرح کند و در این حالت هیچ ایرادی ندارد که با توجه به تعهد‌های زناشویی فرد این افکار را با همکار یا دوستی در میان بگذارد، بالاخره هر آدمی در زندگی باید دوست‌ها و همکاران و اقوامی داشته‌باشد که بخش‌هایی از وجودش را با آنها تقسیم کند.  مشکلی که گاهی در رابطه بین زوج‌ها به وجود می‌آید این است که می‌خواهند تمام احساس رضایتمندی آنها را همسرشان تامین کندو همین گمان انتظارات را بالا می‌برد و در پی همین انتظارات بالا احساس ناکامی هم ممکن است پیش بیاید. به همین دلیل توصیه می‌کنیم ضمن اینکه زن و شوهر باید با هم اشتراکی داشته‌باشند تا از بودن با هم لذت ببرند و فضای شادتری در زندگی داشته‌باشند اما به یاد داشته‌باشند همسر مسئول تمام مشکلات نیست. 

 
 حرف‌هایی که بهتر است به دوست گفته شود تا همسر 
وقتی زن و شوهر بخواهند بیش از اندازه به هم نزدیک شوند و رابطه‌ای شبیه دوستی برقرار کنند، ممکن است حرف‌هایی بین آنها زده‌ شود که چندان به صلاح نباشد، مثلا اگر خانم تنها برای درددل مدام از ضعف‌های همسرش بگوید که می‌تواند آنها را تغییر دهد آزاردهنده می‌شود و دلخوری‌هایی را به وجود می‌آورد، درحالی که بهتر است همین درددل‌ها را برای دوستش بگوید تا به جای اینکه همسرش مدام حر‌ف‌های ثابت بشنود، سعی کند که خود را اصلاح کند.  

 
یا در مورد بیان برخی مسائل درونی خود فرد که تنها ممکن است طرف مقابل را نگران و مشوش کند در حالی که همین احساس‌ها در گفت‌وگو با یک دوست دیگر ممکن است به راحتی حل شوند و دیگر نیازی به مشغول کردن ذهن همسر وجود نداشته‌باشد تا خدشه‌ای به رابطه وارد نشود. البته منظور این نیست که زوجین حرف‌های خود را بیرون بزنند و هیچ حرفی را در خانه مطرح نکنند چرا که مهم‌ترین رکن یک رابطه زوجی فضای مثبت گفت‌وگو و بیان است که در مورد اشتراکات باشد و موجب افزایش آنها شود. 

 
حریم‌هایی که باید در رابطه زوجین حفظ شود
به طور حتم در هر رابطه‌ای حریم‌هایی وجود دارد و بقای آن رابطه وابسته به حفظ آن حریم‌هاست اما در رابطه دوستی چنین حریم‌هایی به آن معنا وجود ندارد و همین حریم‌هاست که رابطه دوستی را از رابطه زناشویی جدا می‌کند. اگر بخواهیم به طور فهرست‌وار به این حریم‌های رابطه زناشویی اشاره کنیم، عبارتند از:

 
-  به طور کامل احترام هم را حفظ کنیم. 

 
-  گذشته‌ها و اشتباهات را مرتب مطرح نکنیم. صحبت در این زمینه‌ها باید با حساسیت خاصی باشد و مراقب تک تک کلمات‌مان باشیم که آسیب‌زننده نباشند. 

 
-  طرف مقابل را به عنوان یک انسان مستقل بپذیریم و انتخاب‌ها و علایق او را قبول کنیم. 

 
-  توقعات‌مان را وارد گفت‌وگو نکنیم چون از هرجا که توقع‌ها وارد می‌شود دیگر عشقی وجود ندارد و تنها اجبار است که طرف مقابل را به انجام کاری وادار می‌کند. 

 
- درست است که صحبت در مورد مسائل جنسی بسیار مهم است اما بسیار هم حساس است و باید با چنان درایتی صحبت شود که طرف مقابل احساس بی‌کفایتی نکند. 

 
- نظرات دیگران را در رابطه، زندگی و تصمیمات مشترک وارد نکنیم.

 
منظور از دوستی چیست؟
مشکلی که این روزها میان دختران و پسران جوان خیلی باب شده‌، این است که می‌گویند ما یک دوست برای زندگی می‌خواهیم، در صورتی که نمی‌دانند دوست یعنی چه؟اگر منظور درک متقابل و فهمیدن یکدیگر در یک رابطه صمیمانه است، خب همسر هم می‌تواند دوست باشد،اما اگر منظور از دوستی این است که هیچ تعهدی وجود نداشته‌باشد، هرکس به کار خود باشد و دیدن و ندیدن یکدیگر تفاوتی ایجاد نکند چرا که مسئولیتی در قبال هم وجود ندارد و... این تعریف نمی‌تواند با زندگی زناشویی جمع شود. بنابراین باید اول تعریف دوست مشخص شود و بعد آن را به زندگی زناشویی نسبت داد. 

 
بهترین حالت داشتن رابطه صمیمانه است نه دوستانه
ناگفته نماند به طور کلی تعریف دوست متفاوت از تعریف زن و شوهر بودن است. ما در رابطه با دوست یکسری چیزها را پنهان کرده و چیزهای دیگر را به راحتی باز و مطرح می‌کنیم در واقع دوست محدوده خاص خود را دارد. همسر می‌تواند یک دوست باشد ولی مهم است که ببینیم دوستی را چگونه معنا می‌کنیم. 

 
یادتان نرود دوستی تعهد ندارد، ممکن است با یکی از همکلاسی‌های قدیم‌تان دوستی نزدیکی داشته‌ باشید ولی برای‌تان مهم نباشد چند وقت یکبار او را ببینید یا اینکه او چکار می‌کند یا با چه کسانی رابطه دارد و. . .  حتی اگر نسبت به دوست‌تان تعهد هم داشته‌ باشید، تعهد محدود‌تری است اما در زندگی زناشویی ارتباط زن و شوهر در راستای تعهدی عمیق‌تر و گسترده‌تر است، پس درست‌تر است برای زن شوهر بگوییم بهترین حالت برای آنها داشتن یک رابطه صمیمانه است نه دوستانه.  

 
رابطه زناشویی پر از چارچوب اما دوستی. . . 
از طرف دیگر از آنجا که خیلی از چارچوب‌های سفت و سختی که در رابطه زناشویی وجود دارد در رابطه‌های دوستی وجود ندارد، داشتن یک رابطه دوستانه صرف میان زن و شوهر ممکن است موجب شود بسیاری از حرمت‌ها شکسته شود. مثلا در رابطه دوستی میان دو همسال و همجنس ممکن است حرف‌ها و شوخی‌هایی مطرح شود که اصلا در زندگی زناشویی جایی نداشته‌باشد و بتواند به راحتی احترام‌ها را از بین ببرد در واقع احتمال دارد رفتاری که در دوستی نابجا نیست در ازدواج نابجا باشد. ناگفته نماند که حرمت رابطه بین زن و شوهر خیلی بالاتر است اما دو دوست ممکن است ماه‌ها با هم قهر باشند واین قهر هیچ خدشه‌ای به زندگی هیچ‌کدام وارد نکند. 

نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور 1393 ساعت 10:52 ب.ظ توسط مهناز نظرات

 

آیا اینکه زن و شوهر در زندگی مشترک‌شان با هم دوست باشند، درست است؟ممکن است این سؤال برای بعضی‌ها در زندگی پیش آمده ‌باشد که زوج‌هایی موفق‌ترند که همان مدل کلاسیک زن و شوهری هستند یا آنها که سعی می‌کنند بیشتر حالت رفاقتی داشته‌باشند و به جای یک زن و شوهرسنتی همچون دو دوست با هم برخورد کنند؟ 

 
شاید مدل دوم خیلی مدرن و ایده‌آل باشد اما همه ما دیده‌ایم که این‌طور دوستی در رابطه زناشویی در بعضی موارد باعث ایجاد توقع‌های بیجا یا حتی گفتن مسائلی می‌شود که در قالب دوستی می‌گنجند ولی در روابط زن و شوهری ممکن است تحمل شنیدن و کنار آمدن با آنها چندان ساده نباشد و به مرور باعث خراب شدن رابطه شود، اما به راستی راه درست کدام است؟ برای روشن‌تر شدن این سؤال از یکی از کسانی که به ادعای خودش رابطه‌ای به شدت دوستانه با همسرش داشت، خواستیم کمی از زندگی و دغدغه‌هایش بگوید و بعد سراغ دو روانشناس رفتیم تا از آنها بپرسیم واقعا رابطه زناشویی می‌تواند مساوی با رابطه دوستی باشد؟ 

 
من و همسرم تنها دوست هم هستیم اما . . .
از همان روزهای اول که ازدواج کردیم به مرور اطراف‌مان خلوت‌تر شد و رابطه‌های‌مان با دوستان‌مان کمرنگ‌تر. دوستان ما خیلی متفاوت بودند و از آنجا که دو نفرمان دوست داشتیم همه جا با هم باشیم، هیچ کدام در جمع‌های دوستانه دیگری راحت نبود و همین موجب شد به مرور تمام تفریحات و اوقات فراغت‌مان دو نفری طی شود تا جایی که هرکدام کم‌کم همان دوستان قبلی را هم از دست دادیم  و تنها دوست و رفیق یکدیگر شدیم، دیگر تنوع خاصی در زندگی‌مان وجود نداشت، برنامه‌های مشترک‌مان همه یک رنگ و بو گرفته بود و تنها سرزدن‌های گهگاهی به خانواده‌ها کمی زندگی را از یکنواختی بیرون می‌آورد. 
البته از زندگی عاشقانه‌مان حسابی راضی بودیم، اما هرکدام در وجودمان خلأهایی وجود داشت که برای پرکردن این خلأها راهی نداشتیم جز متوسل شدن به دیگری. اگر دل‌مان می‌گرفت تنها راه، درددل با طرف مقابل بود، اگر مشکلی در محیط کار پیش می‌آمد تنها جایی که می‌توانستیم عصبانیت‌مان را خالی کنیم روی یکدیگر بود و. . . . . 

 
نمی‌دانم ولی انگار به مرور دیگر هیچ کدام جذابیت‌های قبل را برای هم نداریم، من می‌دانم او چقدر ضعیف است و او هم از ضعف‌های من آگاهی دارد، دیگر نمی‌توانیم هیچ کدام به طرف دیگر به عنوان یک آدم قوی تکیه کنیم و در مشکلات زندگی بگوییم، اشکال ندارد او همه چیز را حل می‌کند! این روزها همچنان همدیگر را دوست داریم ولی دیگر شیرینی روزهای اول را در زندگی پیدا نمی‌کنیم، با هم هستیم ولی تنهاییم.  اگر روزی دیگری نباشد، مرگ آن یکی است چون بلد نیست با کسی حرف بزند یا کاری کند و به طور حتم یک نفر نمی‌تواند آنقدر بزرگ باشد که جای همه نداشته‌ها را پر کند، آن هم کسی که ضعف‌های فراوانش هویدا شده‌است.  

 
شباهت بین رابطه دوستی و زناشویی در کجاست؟
به طور حتم فضای دوستانه‌ای که از همان ابتدای رابطه شکل می‌گیرد بسیار دوست‌داشتنی و حتی جذاب است و طرفین تمایل دارند همیشه آن را حفظ کنند و رابطه از جایی گرم می‌شود که اشتراکاتی هم پیدا شود و دو طرف در مورد آن اشتراکات با هم صحبت، فکر و تبادل نظر کنند و در واقع همین اشتراکات است که دو نفر را به عنوان یک زوج به هم وصل می‌کند تا با هم ازدواج کنند. در رابطه دوستانه هم اشتراکاتی وجود دارد که موجب تمایل به ادامه دوستی می‌شود. پس در واقع بحث مشترک بین رابطه زوجی و دوستی وجود همین اشتراکات بین دو طرف است و زوج‌ها باید تلاش کنند تا هم برای این اشتراکات وقت بگذارند و تا جایی که می‌توانند میزان آنها را توسعه و افزایش دهند. 

 
روی کمک دوستان حساب کنید
زمان‌هایی پیش می‌آید که فرد نمی‌تواند بخشی از علایق یا افکارش را به هر دلیلی با همسرش تجربه یا مطرح کند و در این حالت هیچ ایرادی ندارد که با توجه به تعهد‌های زناشویی فرد این افکار را با همکار یا دوستی در میان بگذارد، بالاخره هر آدمی در زندگی باید دوست‌ها و همکاران و اقوامی داشته‌باشد که بخش‌هایی از وجودش را با آنها تقسیم کند.  مشکلی که گاهی در رابطه بین زوج‌ها به وجود می‌آید این است که می‌خواهند تمام احساس رضایتمندی آنها را همسرشان تامین کندو همین گمان انتظارات را بالا می‌برد و در پی همین انتظارات بالا احساس ناکامی هم ممکن است پیش بیاید. به همین دلیل توصیه می‌کنیم ضمن اینکه زن و شوهر باید با هم اشتراکی داشته‌باشند تا از بودن با هم لذت ببرند و فضای شادتری در زندگی داشته‌باشند اما به یاد داشته‌باشند همسر مسئول تمام مشکلات نیست. 

 
 حرف‌هایی که بهتر است به دوست گفته شود تا همسر 
وقتی زن و شوهر بخواهند بیش از اندازه به هم نزدیک شوند و رابطه‌ای شبیه دوستی برقرار کنند، ممکن است حرف‌هایی بین آنها زده‌ شود که چندان به صلاح نباشد، مثلا اگر خانم تنها برای درددل مدام از ضعف‌های همسرش بگوید که می‌تواند آنها را تغییر دهد آزاردهنده می‌شود و دلخوری‌هایی را به وجود می‌آورد، درحالی که بهتر است همین درددل‌ها را برای دوستش بگوید تا به جای اینکه همسرش مدام حر‌ف‌های ثابت بشنود، سعی کند که خود را اصلاح کند.  

 
یا در مورد بیان برخی مسائل درونی خود فرد که تنها ممکن است طرف مقابل را نگران و مشوش کند در حالی که همین احساس‌ها در گفت‌وگو با یک دوست دیگر ممکن است به راحتی حل شوند و دیگر نیازی به مشغول کردن ذهن همسر وجود نداشته‌باشد تا خدشه‌ای به رابطه وارد نشود. البته منظور این نیست که زوجین حرف‌های خود را بیرون بزنند و هیچ حرفی را در خانه مطرح نکنند چرا که مهم‌ترین رکن یک رابطه زوجی فضای مثبت گفت‌وگو و بیان است که در مورد اشتراکات باشد و موجب افزایش آنها شود. 

 
حریم‌هایی که باید در رابطه زوجین حفظ شود
به طور حتم در هر رابطه‌ای حریم‌هایی وجود دارد و بقای آن رابطه وابسته به حفظ آن حریم‌هاست اما در رابطه دوستی چنین حریم‌هایی به آن معنا وجود ندارد و همین حریم‌هاست که رابطه دوستی را از رابطه زناشویی جدا می‌کند. اگر بخواهیم به طور فهرست‌وار به این حریم‌های رابطه زناشویی اشاره کنیم، عبارتند از:

 
-  به طور کامل احترام هم را حفظ کنیم. 

 
-  گذشته‌ها و اشتباهات را مرتب مطرح نکنیم. صحبت در این زمینه‌ها باید با حساسیت خاصی باشد و مراقب تک تک کلمات‌مان باشیم که آسیب‌زننده نباشند. 

 
-  طرف مقابل را به عنوان یک انسان مستقل بپذیریم و انتخاب‌ها و علایق او را قبول کنیم. 

 
-  توقعات‌مان را وارد گفت‌وگو نکنیم چون از هرجا که توقع‌ها وارد می‌شود دیگر عشقی وجود ندارد و تنها اجبار است که طرف مقابل را به انجام کاری وادار می‌کند. 

 
- درست است که صحبت در مورد مسائل جنسی بسیار مهم است اما بسیار هم حساس است و باید با چنان درایتی صحبت شود که طرف مقابل احساس بی‌کفایتی نکند. 

 
- نظرات دیگران را در رابطه، زندگی و تصمیمات مشترک وارد نکنیم.

 
منظور از دوستی چیست؟
مشکلی که این روزها میان دختران و پسران جوان خیلی باب شده‌، این است که می‌گویند ما یک دوست برای زندگی می‌خواهیم، در صورتی که نمی‌دانند دوست یعنی چه؟اگر منظور درک متقابل و فهمیدن یکدیگر در یک رابطه صمیمانه است، خب همسر هم می‌تواند دوست باشد،اما اگر منظور از دوستی این است که هیچ تعهدی وجود نداشته‌باشد، هرکس به کار خود باشد و دیدن و ندیدن یکدیگر تفاوتی ایجاد نکند چرا که مسئولیتی در قبال هم وجود ندارد و... این تعریف نمی‌تواند با زندگی زناشویی جمع شود. بنابراین باید اول تعریف دوست مشخص شود و بعد آن را به زندگی زناشویی نسبت داد. 

 
بهترین حالت داشتن رابطه صمیمانه است نه دوستانه
ناگفته نماند به طور کلی تعریف دوست متفاوت از تعریف زن و شوهر بودن است. ما در رابطه با دوست یکسری چیزها را پنهان کرده و چیزهای دیگر را به راحتی باز و مطرح می‌کنیم در واقع دوست محدوده خاص خود را دارد. همسر می‌تواند یک دوست باشد ولی مهم است که ببینیم دوستی را چگونه معنا می‌کنیم. 

 
یادتان نرود دوستی تعهد ندارد، ممکن است با یکی از همکلاسی‌های قدیم‌تان دوستی نزدیکی داشته‌ باشید ولی برای‌تان مهم نباشد چند وقت یکبار او را ببینید یا اینکه او چکار می‌کند یا با چه کسانی رابطه دارد و. . .  حتی اگر نسبت به دوست‌تان تعهد هم داشته‌ باشید، تعهد محدود‌تری است اما در زندگی زناشویی ارتباط زن و شوهر در راستای تعهدی عمیق‌تر و گسترده‌تر است، پس درست‌تر است برای زن شوهر بگوییم بهترین حالت برای آنها داشتن یک رابطه صمیمانه است نه دوستانه.  

 
رابطه زناشویی پر از چارچوب اما دوستی. . . 
از طرف دیگر از آنجا که خیلی از چارچوب‌های سفت و سختی که در رابطه زناشویی وجود دارد در رابطه‌های دوستی وجود ندارد، داشتن یک رابطه دوستانه صرف میان زن و شوهر ممکن است موجب شود بسیاری از حرمت‌ها شکسته شود. مثلا در رابطه دوستی میان دو همسال و همجنس ممکن است حرف‌ها و شوخی‌هایی مطرح شود که اصلا در زندگی زناشویی جایی نداشته‌باشد و بتواند به راحتی احترام‌ها را از بین ببرد در واقع احتمال دارد رفتاری که در دوستی نابجا نیست در ازدواج نابجا باشد. ناگفته نماند که حرمت رابطه بین زن و شوهر خیلی بالاتر است اما دو دوست ممکن است ماه‌ها با هم قهر باشند واین قهر هیچ خدشه‌ای به زندگی هیچ‌کدام وارد نکند. 

نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور 1393 ساعت 10:52 ب.ظ توسط مهناز نظرات

اتومبیل های قرمز رنگ
 
روان شناسان معتقدند رنگ قرمز ناخودآگاه افراد را به فکر سرعت ، بی احتیاطی وبی پروایی می اندازد. صاحبان اتومبیل های قرمز، پر انرژی وفعال می باشند ودر صحبت کردن از دیگران پیشی می گیرند .
 
اتومبیل های نقره ای
 
به گفته کارشناسان ، اتومبیل های نقره ای کمتردچار تصادف می شوند . یکی از دلایلش خوب دیدن شدن این اتومبیل ها در جاده می باشد. به نظر روان شناسان ، افرادی که این رنگ را انتخاب می کنند ، آرام ، متین و خونسرد وبه مسائل فنی خودرو آگاهند . این افراد ، آینده نگر می باشند .
 
اتومبیل های سفید
 
افراد با اعتماد به نفس و برون گرا ،‌رنگ سفید را برای اتومبیل شان انتخاب می کنند. آنها واقعیت ها را نادیده نمی گیرند و البته کمی ریسک پذیرند .
 
اتومبیل های سیاه
 
افرادی این رنگ را انتخاب می کنند و می پسندند که در کارهای شان شتابزده عمل می کنند و به توانایی و قدرتمند بودشان اطمینان دارند. آنها به راحتی براساس حدس وگمان ، قصاوت و تصمیم گیری می کنند .
 
اتومبیل های زرد

 
افراد باهوش ، سرزنده و شاداب این نوع رنگ را انتخاب می کنند واز هیچ فرصتی برای نشان دادن این سرزندگی به دیگران فروگذار نیستند. آنها در واقع افرادی با نشاط و برون گرا هستند .
 
انتخاب نام برای اتومبیل
 
بعضی از صاحبان اتومبیل ها برای خودروی خود نام های خاصی انتخاب می کنند. برای مثال از هر 5 خودروی آمریکایی یکی نام گذاری شده ومالک آن معمولا خانم های 18 تا 24 ساله می باشند.

البته مردان وابستگی بیشتری به اتومبیل خود دارند وبه آن بیشتر رسیدگی می کنند اما خانم ها به دلیل احساساتی بودن شان برای اتومبیل شان نام انتخاب می کنند. همچنین نوجوانان وجوانان بیشتر از افراد میانسال خودروی خود را نام گذاری می کنند.

اغلب خانم ها نام زنانه برای ومردان نیز نام های مردانه برای خودروی شان انتخاب می کنند وبه ندرت از نام های زنانه استفاده می کنند .
نوشته شده در دوشنبه 5 خرداد 1393 ساعت 06:36 ق.ظ توسط مهناز نظرات




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت